خلاصه کتاب:
داستان دختری شر و شیطان از یک روستای کوچک است که به دلیل دوستی نادرست از دانشگاه اخراج میشود. او که نمیخواهد خانوادهاش از این موضوع مطلع شوند و از طعنههای احتمالی آسیب ببیند، تصمیم میگیرد تا پایان ترم این راز را پنهان نگه دارد. در این مسیر، او با چالشهای زیادی روبهرو میشود و اشتباهاتی مرتکب میشود که عواقب تلخ و دردناکی برای او به همراه دارد. اما آیا او میتواند از این بحرانها عبور کند و زندگی خود را دوباره به مسیر درست بازگرداند؟
خلاصه کتاب:
«حقیقت این بود که من مرده بودم... اما کنار آدمهای اطرافم مثل یه دختر عادی زندگی میکردم...»
یاقوت، دختری جوان با گذشتهای تلخ، درگیر پیامدهای یک اشتباه در دوران نوجوانیاش شده است. او بهدلیل انتشار عکسها و فیلمهای شخصیاش، تحت کنترل و سوءاستفاده بهرنگ، پسری عوضی، قرار میگیرد. فشارهای خانواده مذهبی و تهدیدات بهرنگ، زندگی یاقوت را به جهنمی تبدیل میکند.
در میان این آشوب، یاقوت برای پروژه دانشگاهی خود با بهزاد، مردی مرموز و خشن که بهعنوان یک "مَستر" شناخته میشود، همگروه میشود. آشنایی با بهزاد، پیچ و خمهای جدیدی به زندگی او اضافه میکند و داستان وارد مسیری تاریک و پرتعلیق میشود. این فقط شروعی برای داستانی پرهیجان و تأثیرگذار است.
خلاصه کتاب:
نهال، دختری که بهعنوان لیدر تورهای گردشگری فعالیت میکند، درگیر عشقی پیچیده و پرچالش با امیرعلی، مدیر هتل و تور، میشود. امیرعلی که ۱۸ سال از نهال بزرگتر است، برادر همسر پدر او نیز محسوب میشود و این رابطه را حساستر میکند. از سوی دیگر، عشق قدیمی نهال، آراد، پس از سالها دوباره به زندگی او بازمیگردد و تصمیم میگیرد در تور نهال شرکت کند. نهال از اینکه عشق یکطرفه آراد باعث آشکار شدن احساسات او نزد امیرعلی شود، به شدت نگران است. این داستان درباره کشمکشهای احساسی، رازهای گذشته و تصمیمهای سختی است که نهال باید با آنها روبهرو شود.
خلاصه کتاب:
- نام رمان: فتنه
- نویسنده: شیدا شیفته
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- فرمت رمان: PDF
- مناسب برای: تمام گوشیهای اندروید و آیفون، تبلت و سیستمهای کامپیوتری
💚 خلاصه رمان فتنه
پگاه، دختری که هرگز از خانوادهاش محبتی ندیده، ناخواسته درگیر علاقه و اشتیاق امیرحافظ، پسرعمویش میشود. امیرحافظ، علیرغم اشتباهی که در نوجوانی مرتکب شده و به پگاه تعرض کرده، همچنان به عشقش پایبند است. او با وجود مخالفتهای خانوادهها و حتی خود پگاه، مصرانه برای ازدواج با او تلاش میکند. این داستان تلخ و تأملبرانگیز، مبارزهای بین عشق، گناه، و کشمکشهای خانوادگی را روایت میکند.
خلاصه کتاب:
💚 خلاصه رمان مادمازل
رستا از دوران نوجوانی به فرزام، پسر همسایه و برادر همکلاسیاش، علاقهمند شده و همواره او را تحسین کرده است. فرزام، پسری مرموز و مغرور، هیچگاه توجهی به رستا نشان نداده و بیشتر درگیر روابط مخفیانه و بازی با دوستدخترهایش بوده است. اما در کمال ناباوری، زندگی رستا زمانی دستخوش تغییر میشود که میفهمد فرزام تصمیم دارد به خواستگاری او بیاید. این اتفاق غیرمنتظره شروع ماجراهایی است که روابط پیچیده و احساسات پنهان را آشکار میکند.