خلاصه کتاب:
دانلود رمان رخساره... نگاهش را با لبخند از جایگاه عروس و داماد گرفت و دکمهٔ کت خوشدوخت و اسپرتش را بست. با دقت اطراف را از نظر گذراند. همهچیز مرتب بود. بهقاعده و طبق اصول. بیخود نبود که تکتک تاریخهای چندماه آیندهاش هم برای مراسم عروسی رزرو شده بود. حالا تالار پذیراییاش حسابی اسم و رسم در کرده بود.
تذکری به یکی از پیشخدمتها داد و جلوتر رفت. امشب مراسم خاصی بود. برای عروسی خواهر دوست قدیمیاش حسابی سنگ تمام گذاشته بود. همهچیز باید به نحو احسن انجام میشد.
خلاصه کتاب:
دانلود رمان عذاب تاوان... به دنبال این نبود که بفهمد آیا این عشق دو طرفه است یا نه. فقط میتوانست به نقل از گوته بگوید: «دوستت دارم، آیا به تو ربطی دارد؟»
خلاصه کتاب:
دانلود رمان بازگشت عاشقانه... الهه دختری عاقل و کاردان است که مسئولیت زندگی در غیاب مادرش را بر عهده دارد و در مقابل پرهام پسر همسایه که تکپسر و بیقید است و مورد توجه شدید خانواده. رویارویی این دو نفر اتفاقات تلخ و شیرینی در داستان رقم خواهد زد.
خلاصه کتاب:
دانلود رمان تو خاطره نشدی... پای چپم را با حرص به زمین کوبیدم و با لحن شاکی پرسیدم: چه خبره باز؟! دوباره چی شده که داری با بهانههای الکی میفرستی برم خونهی مامان لیمو؟ با خونسردی تقلبیاش، جدی و محکم جواب داد: چراش رو گفتم بهت؛ الانم برو بذار به کارم برسم. نفسم را رها کردم و با لحن تهدیدآمیزی گفتم: این دفعه برم، دیگه نمیآم!
خلاصه کتاب:
دانلود رمان امیدی دوباره... بهار شمس، وکیل تازهکار و طلاقگرفتهای است که یک دختر دارد. روزی در جریان یکی از پروندههایش با کارن عیشی آشنا میشود. کارن تلاش میکند تا با پول بهار را بخرد، اما موفق نمیشود و در نهایت پرونده را میبازد. چند ماه بعد، بهار به عنوان وکیل در یک شرکت جدید مشغول به کار میشود که کارن یکی از سهامداران آن است...