در دستهبندی خرید رمان PDF سایت شایسته، مجموعهای متنوع از رمانهای پرفروش و پرطرفدار بهصورت فایل PDF برای دوستداران کتاب و علاقهمندان به مطالعه آنلاین فراهم شده است. در این بخش، کاربران میتوانند از بین صدها عنوان جذاب در ژانرهای مختلف از جمله عاشقانه، پلیسی، معمایی، تاریخی، علمی-تخیلی، اجتماعی و ترسناک، رمان مورد علاقه خود را انتخاب و خریداری کنند. خرید رمان PDF به شما این امکان را میدهد که رمانهای مورد علاقه خود را بدون نیاز به نسخه چاپی و تنها با چند کلیک ساده دریافت کرده و بهراحتی در دستگاههای مختلف مطالعه کنید. با استفاده از این سرویس خرید رمان در سایت نودهشتیا، شما میتوانید قبل از خرید، اطلاعات کاملی از هر کتاب شامل خلاصه داستان، معرفی نویسنده و حتی بخشی از متن رمان را مشاهده کنید تا بهترین انتخاب را داشته باشید. دستهبندی خرید رمان PDF بهطور مرتب با عناوین جدید بهروز میشود تا همیشه به آخرین آثار نویسندگان محبوب دسترسی داشته باشید و بتوانید با انتخاب و خرید رمانهای بهروز و باکیفیت، از تجربه مطالعهای لذتبخش بهرهمند شوید.

داستان درمورد دختری به نام مهتاست که توی مهمونی دوستش شادی که به مناست برگشتن داداش شادی از خارج برگزار شده با پسردایی شاد ی اشنا میشه و…..

این رمان، درباره دختریه به اسم پریا ؛ دختری از جنسِ خاک و باد وآتش …!
دختری با توانایی های بالا، که البته خودش نمی دونه از چه استعدادهایی برخورداره اما؛
تو یِ پارتی یک سری اتفاقاتی براش پیش میاد که اونرو تو یک مسیره دیگه قرار میده و
زندگیش بالکل عوض میشه !…

با وجود مخالفتهای زیاد، مادر جیران تصمیم به ازدواج با صاحبکار خود، یاشار، میگیرد. اما تنها ده دقیقه پس از عقد و آن هم در جشن عروسی، درست جلوی چشمان جیران، مادرش خودکشی میکند!
ورود امیر بهادر باعث باز شدن زخمهای قدیمی و پردهبرداری از رازهایی میشود که جیران هرگز فکرش را نمیکرد. حالا او باید با واقعیتی روبهرو شود که ازدواج مادرش فقط یک نقشه بوده؛ نقشهای برای گرفتار شدن خودش...

سارا، دختری ۲۲ ساله، در کودکی شاهد جدایی پدر و مادرش بوده و اکنون با مادرش زندگی میکند. مادر او مهندس صنایع غذایی در کارخانه شکلاتسازی است و زندگی آرامی دارند. همهچیز تا زمانی خوب پیش میرود که مادر تصمیم به ازدواج با رئیس کارخانه، هوشنگ خان، میگیرد. سارا با این تصمیم مخالف است اما مخالفتش بیثمر میماند. پس از ازدواج، سارا با برادر هوشنگ خان آشنا میشود. مردی ۱۱ سال بزرگتر از او، جدی، جنتلمن و تأثیرگذار. سارا که در مقابل احساساتش ناتوان است، وارد مسیری عاشقانه و پرکشمکش میشود...

حنا دختری نابیناست که با پدر و نامادریاش زندگی میکند. زندگیاش تا پیش از مرگ پدر، نسبتا آرام است، اما با مرگ پدر همهچیز تغییر میکند. نامادری بیرحمش او را به مردی غریبه میفروشد و حنا دو هفته در اسارت، تحقیر و شکنجه میگذراند. سپس زخمی، بیپناه و درمانده در خیابان رها میشود.
خانوادهای به نام "رستگار" حنا را پیدا کرده و سرپرستیاش را میپذیرند. رفتهرفته دخترک نابینا رنگ آرامش را میبیند؛ اما ناگهان با واقعیتی دردناک روبرو میشود: او باردار است…