


ماجرا از خواندن یک وصیت نامه شروع شده و سبب آشنایی سحر از یک خانواده سنتی با میعاد میشود؛ تک پسر مغرور و محجوب نعیمه خانم که کلی برایش آرزو دارد و یک شرکت به سرش قسم میخورند ولی حریف زبان درازی سحر نمیشود. میعاد که با هدف خاصی به او نزدیک شده، کمکم متوجه رازهای بزرگی در زندگی سحر میشود.

پروا دختری که در بچگی توسط خانوادش به فرزندی گرفته شده و حالا بزرگ شده و یه دختر ۱۹ ساله بسیار زیباست ، حامد برادر ناتنی و پسر واقعی خانواده پروا که ۳۰ سالشه پسر سربه زیر و کاری هست ، دقیقا شب تولد ۳۰ سالگیش اتفاقی میوفته که نباید ، اتفاقی که زندگی پروا رو زیر رو میکنه...

در مورد دختریه به اسم هما . هما یه دختر معمولی و ساده هست که چهره ی ساده ایی هم داره ، از جمله خواسته ها و دنیاش هم ساده هستن . هما در بازی با ورق خیلی ماهره و خوب بلده ، منتها این بازی رو میون جمع فامیل و دوستاش انجام میده .هما بچه ی بزرگ خانواده ایه که داره سعی میکنه نذاره از هم بپاشه ، پس مجبور میشه این بار حریف یه جمع غریبه بشه . توی بازی ایی که نمیدونه بازی با سرنوشتشه ..#پیشنهادی_ادمین