
رمان دلدار داستانی پر از لحظات آرام، اما سرشار از احساس و رمز و راز است. شخصیت اصلی این رمان، سارا، دختری با روحیهای طبیعتگرا و عاشق اسبهاست که در دل یک روستا، با مهران آشنا میشود. رابطهای که ابتدا با آموزش اسبسواری آغاز میشود، رفتهرفته تبدیل به شناختی عمیقتر از زندگی، احساس و خودِ واقعی انسانها میگردد.
در میان سکانسهای زیبای سوارکاری، طبیعتگردی و گفتگوهای صمیمی، رازهایی پنهان شده که با ورود رحمان و پیشنهاد خرید یک باغ مرموز، همهچیز وارد فاز جدیدی از تعلیق و ماجرا میشود. آیا مهران به دل طبیعت دل میبندد یا... به دلدار؟

نام رمان: جورچین عشق
نویسنده: مریم حسینی
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
فرمت: PDF
تعداد صفحات: حدود ۱۴۰۵ صفحه
مناسب برای: گوشی موبایل، تبلت، لپتاپ، کامپیوتر، آیفون و سایر دستگاهها
میزان محبوبیت: ۳۵ رأی مثبت از کاربران

رمان تب تند پیراهنت داستان محیا زنی است که زخمهای زندگی را با تمام وجود چشیده؛ زنی تنها با یک دختر پنجساله به نام هستی، که گذشتهای مبهم و پر از درد پشت سر گذاشته و حالا تصمیم دارد در خانهی خاندان محتشم، دوباره زندگی کند.
خانهای با قوانین سخت، سنتهای ریشهدار و در رأس آن، مردی مرموز و مقتدر به نام سید عماد محتشم؛ مردی با چشمانی نافذ، نگاههای سنگین و غروری که به راحتی شکسته نمیشود.
اما حضور محیا با تمام سادگیاش، کمکم سکوت این خانهی سنتی را میشکند...

یاسمن، دختری شکننده که تمام خانوادهاش را در یک فاجعه خونین از دست داده؛ قاتل کسی نیست جز پسرعموی بیرحمش، کارن، مردی که از کودکی دلبسته او بوده است. اما وقتی میفهمد یاسمن علاقهای به او ندارد، او را مثل برده در خانهاش زندانی میکند. حتی قلادهای به گردنش میاندازد تا تعلقش را نشان دهد.
سالها بعد، ورود یک گرگینه دیگر به نام سیاوش، دشمن سرسخت کارن، همهچیز را تغییر میدهد. او تصادفاً یاسمن را میبیند و تصمیم میگیرد برای گرفتن انتقام از کارن، دختر را از چنگش درآورد. اما چیزی که شروعش با انتقام است، آرامآرام بوی عشق میگیرد...
رقابتی بیرحمانه میان دو گرگینه آلفا، و دختری که میان این دو هیولا، باید مسیر نجات یا تباهی خود را انتخاب کند...

دختری نخبه، اما سرکش!
او دختر سردار مقتدر ارتش ایران است؛ دختری که در تضاد کامل با افکار خشک پدرش زندگی میکند و به دنبال راهی جدا برای اثبات خود میگردد. در این مسیر، سرنوشت او را با مردی اغواگر و مرموز روبهرو میکند؛ مردی که گذشتهای تاریک و خشن دارد، قاتلی که هرگز پشیمان نشده...
اما این بار، عشق سرکشانه و شعلهورِ این دختر، درون مرد سنگدل ترک برمیدارد. آیا آتش عشق، یک قاتل را رام میکند یا ققنوس داستان، در آتش خود میسوزد؟